سید حمید موسوی
در سال 1327 در آران یکی از شهرستانهای کاشان، کودکی به دنیا آمد که بعدها یکی از مفاخر این سرزمین شد. خانواده عظیمی نام وی را حسین گذاشتند. حسین عظیمی با هوش سرشار، تحصیلات خود را از سن 5 سالگی در زادگاهش آران آغاز کرد و پس از پایان تحصیلات ابتدایی دوره اول دبیرستان را در همان زادگاهش آران به پایان برده و برای دوره دوم دبیرستان در رشته ریاضی ثبت نام کرد و عازم کاشان شد.
پس از پایان تحصیلات دبیرستان، در رشته اقتصاد دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد و پس از پایان تحصیلات کارشناسی، تحصیلات خود را در رشته اقتصاد توسعه دانشگاه تهران ادامه داد و توانست با رتبه ممتاز مدرک فوق لیسانس خود را دریافت کند. پیش از آن وی در سا لهای 1345 و 46 اولین دوره کارآموزی خود را در سازمان برنامه و بودجه سابق و در سن 18 سالکی شروع کرد و در سال 1348 در موسسه توسعه و تحقیقات اقتصادی دانشگاه تهران به صورت رسمی مشغول به کار شد و حدود سه سال در این موسسه مشغول به کار بود. همزمان و پس از دریافت مدرک فوق لیسانس در سال 1349 اولین تدریس دانشگاهی خود را آغاز کرد. وی در سال 1354 تا 1356 به اشتغال رسمی در موسسه برنامه ریزی ایران که تحت پوشش دوگانه سازمان برنامه ایران وسازمان ملل اداره می شد درآمد.
حسین عظیمی پس از دریافت مدرک فوق لیسانس از دانشگاه تهران، با توجه به ارتباطات گسترده فرهنگی بین دانشگاه تهران و دانشگاه آکسفورد به عنوان برترین دانشجوی دانشگاه تهران توانست بورسیه تحصیلی دوره دکترای دانشگاه آکسفورد را کسب کند. پس از کسب بورسیه آکسفورد وی ابتدا دور های را در این دانشگاه گذراند که به نوعی فوق لیسانس در رشته تحقیق علوم اقتصادی خوانده می شد که اساسا به مقوله فلسفه علوم اجتماعی می پرداخت. پس از پایان این دوره وی به ادامه تحصیل در رشته اقتصاد توسعه پرداخت و توانست در سال 1359 با درجه ممتاز مدرک دکترای خود را اخذ کند. موضوع رساله دوره دکترای وی با توجه به علاقه ای که به رفع فقر مردم سرزمیناش داشت «بررسی رابطه رشد اقتصادی، توزیع درآمد و فقر با توجه به مسائل ایران » بود. پس از آنکه دکتر عظیمی مدرک خود را از دانشگاه آکسفورد گرفت با اینکه کرسی استادی این دانشگاه به وی پیشنهاد شده بود، وی با توجه به علاقه ای که به ایران و مردم کشورش داشت ترجیح داد از دانش خود جهت رفع فقر مردم ایران استفاده کند.
دکتر عظیمی پس از اتمام دوره دکترای خود به ایران بازگشت و در سازمان برنامه و بودجه مشغول به کار شد. وی در رده های مختلفی از جمله کارشناسی، مشاور و معاون دفتر، رئیس دفتر و عضویت در ستاد مرکزی برنامه و بودجه مشغول به کار بوده و در سال 1368 از سازمان برنامه و بودجه خارج شد. یکی از دلایلی که گفته می شود باعث خروج وی از سازمان در سال 68 شد به تغییر دولت و شروع فعالیت دولت آقای هاشمی رفسنجانی و شروع دوره ای که به دوران سازندگی معروف شد برمی گشت.
تفاوت دیدگا ههای نظری وی در زمینه توسعه کشور با مسئولین اجرایی کشور در این دوره بارزتر شد و به همین سبب وی سازمان برنامه و بودجه را ترک کرد و مجال بیشتری برای بیان نظریه های خود درباره توسعه بدون وابستگی به سازما نهای اداری و سیاسی پیدا کرد. دکتر عظیمی از سال 1368 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات شد و در همان زمان به تدریس دوره های دکتری و فوق لیسانس در دانشگاه های تربیت مدرس، شهید بهشتی، تهران و علامه طباطبایی پرداخت. وی در دانشگاه با همه دانشجویانش با مهربانی برخورد می کرد و برای همه آنها تا جایی که می توانست وقت می گذاشت، چرا که معتقد بود شاید در بین این دانشجویان افراد نخبه ای باشند که در آینده بتوانند برای توسعه کشور مفید باشند و به همین سبب باید به همه آنها فرصت داد تا بتوانند ایده های خود را مطرح کنند .
سه سال پس از خروج دکتر عظیمی از سازمان برنامه و بودجه از طرف دانشگاه آکسفورد برای تدریس دعوت شد و در سال 1371 به عنوان استاد مدعو به آکسفورد رفت و در سا لهای 71 و 72 در آنجا به تدریس پرداخت و با وجود پیشنهاد ادامه کار از سوی دانشگاه، ترجیح داد به ایران بازگردد. نقل قولی از وی آمده است که م یگوید: «ترجیح دادم به کشور خودم بازگردم و در آب و خاک وطنم و در آغوش فرهنگ و فضای ایرانی زندگی کنم دکترعظیمی با وجود آنکه از سال 1381 به بیماری سرطان مبتلا شده بود و طبق توصیه پزشکان نیاز به استراحت داشت، به عنوان معاون سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و رئیس موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی مشغول به کار بود. وی با قبول مسئولیت اداره موسسه آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی در حالیکه بیماری سرطان تشدید شده بود، نشان داد که تدوین برنامه های توسعه ای واقعی و به سرانجام رساندن آ نها جهت بهبود اوضاع کشور از سلامت شخصی برایش مهمتر است . همچنین با این عمل به همکاران خود آموخت گام برداشتن در جهت منافع ملی برای دانشگاهیان بسیار مهم بوده و پرداختن به امور سرنوشت ساز و داشتن احساس تعهد در برابر مشکلات مردم و جامعه و نیز اهمیت دادن به دغدغه های اجتماعی باید جزیی جدانشدنی از شخصیت نخبگان، دانشگاهیان و فرهیختگان جامعه باشد.
دکتر عظیمی معتقد بود باید چشم انداز مشترکی از توسعه یافت. چشم اندازی که بسیاری از افراد جامعه آن را پذیرفته باشند. به همین منظور وی اقدام به برپایی همایش «چالشها و چشم اندازهای توسعه ایران » با حضور اندیشمندان و مراکز تحقیقاتی مختلف و با مشارکت سازمانهای مرتبط کرد. دکتر حسین عظیمی در سن 55 سالگی در تاریخ 18 اردیبهشت 1382 در حالیکه مشغول تدوین برنامه چهارم توسعه اقصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور بود چشم از جهان فرو بست . بر اثر فعالیت های بسیار زیاد دکتر عظیمی در عرصه فرهنگی و تولید آثار علمی تا امروز چندین هزار صفحه کتاب و مقاله و نتایج تحقیقات آثار وی به چاپ رسیده که بالغ بر 5000 صفحه می شود.
خلاصه ای از آثار منتشر شده از وی به شرح ذیل است:
– بانکهای توسعه ای با تکیه بر بانک توسعه صنعت و معدن ایران، دانشگاه تهران- 1353
– مقدمه ای بر نظریه اقتصاد سنجی، انتشارات امیرکبیر- 1359
– تورم: مقدم های بر بحران در علم اقتصاد، انتشارات امیرکبیر- 1361
– سیاست اجتماعی در کشورهای توسعه نیافته، برنامه و بودجه – 1366
– مدارهای توسعه نیافتگی، نشرنی 1370
– چشم انداز اقتصاد ایران در سال 1400ف وزارت مسکن و شهرسازی 1377
– ایران امروز در آینه مباحث توسعه، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1379
همچنین کتابی از وی به زبان انگلیسی به نام بحران و تغییر در دوران پس از انقلاب ایران توسط دانشگاه آکسفورد به تعداد محدود چاپ و توزیع شد. غیر از کتابهای ارزشمندی که توسط دکتر عظیمی نگاشته شده ، بیش از 100 مقاله علمی در مجلات و روزنامه ها از وی به چاپ رسیده است . می توان گفت که نام دکتر حسین عظیمی نزد جامعه دانشگاهی و اقتصادی ایران به واسطه دو ایده درخشان اش همچنان معتبر و مشهور مانده است. ایده اول وی این بود که برای توسعه ایران باید در مدارس و دانشگا هها سرمایه گذاری انجام شود به جای آنکه این سرمایه گذاری را در سدسازی و کارخانه و بانک و این قبیل ساختارهای روبنایی انجام داد. وی اعتقاد داشت راه برون رفت اقتصاد ایران از وضعیت توسعه نیافتگی و فقر ، سرمایه گذاری پایه ای در نیروی انسانی و ارتقای توانایی ها و مهارتهای دانش آموزان، دانشجویان و جوانان ایرانی است.
وی در کتاب مدارهای توسعه نیافتگی می نویسد : اگر به واقع دنبال توسعه اقتصادی جامعه هستیم، یکی از جاهایی که باید قویاً و وسیعاً مورد توجه باشد مدارس ابتدایی و راهنمایی است. در اینجاهاست که باید پول خرج کرد، منابع تخصیص داد، نیروی انسانی دلسوز را در مدارس به کار گمارد، به زندگی و به تعلیم و تربیت معلمان رسیدگی کرد و مدارس را به مح لهایی تبدیل کرد که کودکان با ذوق و شوق به آنجا سرازیر می شوند. مدرسه باید احترام به آزادی بیان، حس نظم پذیری جمعی، احترام به حقوق دیگران را در وجود کودک رشد دهد و اگر مدرسه نتواند به این مهم دست یابد توسعه اقتصادی جامعه ما سامان نخواهد گرفت. پس یکی از استراتژیهای ویژه برای توسعه اقتصادی این است که به سراغ مدارس برویم. حتی اگر لازم باشد برای مدتی از پروژه های بزرگ چشم بپوشیم.
دومین ایده درخشانی که دکتر حسین عظیمی ارائه داد و این روزها طرفداران بسیاری پیدا کرده ، لزوم اجرای تمهیدات ارزشی و نهادی در جامعه به عنوان پیش نیاز توسعه اقتصادی بود . دکتر عظیمی معتقد بود بدون داشتن پلیس و دادگاه های سالم، کارآمد، قدرتمند، محرم و مستقل و همچنین بدون داشتن قوانین و مقررات شفاف، منطقی و دارای ضمانت اجرای کافی نمی توان سیاستگذار یهای توسعه موفق داشت. اکنون 10 سال پس از درگذشت مرحوم دکتر عظیم هنوز هم می توان از اید ههای دوراندیشانه آن نظریه پرداز ممتاز عرصه توسعه استفاده کرد و سیاستهای توسعه ای مناسبی برای برون رفت کشور از وضعیت توسعه نیافتگی وفقر تدوین کرده و به اجرا گذارد.