مصدق و شکل‌گیری دولت رانتیر در ایران

مهدی فقیه / کارشناسی ارشد علوم سیاسی

درمیان شخصیت‌های تاریخ معاصر ایران، دکتر محمد مصدق بی‌شک جایگاه ویژه‌ای دارد و نام او در حافظة تاریخی ایرانیان با نفت و کودتا همنشین شده است. گروهی او را سیاست‌مداری برجسته و ملی‌گرا می‌دانند و گروهی دیگر او را متهم به عوام‌گرایی و پوپولیسم می‌کنند. فارغ از همه این مباحث در این نوشتار سعی می‌شود عملکرد مصدق را در دوره‌ای که رهبری جنبش ملی شدن صنعت نفت و پس از آن در دوره نخست‌وزیری از منظر تأثیر بر فرایند توسعه در ایران، بررسی شود.

 

فوران اولین چاه نفت ایران در سال 8091 در مسجد سلیمان نقطه عطف تحولاتی شگرف در تاریخ معاصر ایران بود و سلسله حوداث بعدی پیامد این واقعه زندگی ایرانیان را تا به امروز تحت تأثیر خود قرار داده است. در ذهن عامة مردم ایران نام دکتر محمد مصدق بیش از هر چیز با ملی شدن صنعت نفت و کودتای 82 مرداد عجین شده است اما کمتر کسی برای داوری در مورد عملکرد مصدق به حوادث و رخدادهای قبل و بعد از ملی شدن نفت پرداخته است. به نظر نگارنده همین واقعیت ظریف تصویری متفاوت از عملکرد مصدق به دست می‌دهد.

به طور خلاصه اگر بخواهیم تاریخچه نفت از ابتدای استخراج آن تا وقوع کودتای 82 مرداد 2331 را مرور کنیم، باید گفت در آوریل سال 1909 میلادی و 01 ماه و 81 روز پس از رسیدن نخستین چاه در مسجد سلیمان خوزستان به نفت، شرکت نفت انگلستان و ایران برپایه امتیازنامه دارسی تأسیس و در لندن به ثبت رسید. ویلیام ناکس دارسی از اشراف‌زادگان انگلیسی بود که از 71 سالگی با خانواده‌اش برای مدتی دراسترالیا زندگی می‌کرد و به استخراج طلا از کوه مورگن سرگرم بود، پس از بازگشت و ادامه زندگی در لندن متوجه وجود نفت در ایران شد. پیش از او ژولیوس رویتر (مؤسس خبرگزاری رویتر) با مطالعه یادداشت‌های یک زمین‌شناس فرانسوی که پیش از آن از ایران دیدن کرده بود به فکر گرفتن امتیاز اکتشاف و استخراج آن از دولت ایران افتاده ولی موفق نشده بود.

دارسی از طریق همکارانش برمفاد یادداشت‌های زمین‌شناس فرانسوی و نیز تلاش‌های رویتر وقوف یافت و با برقرارکردن ارتباط با رئیس‌الوزراء وقت ایران از طریق یک دوست مشترک و واسطه قراردادن آن دوست، برغم اعتراض سفارت روسیه در تهران به هدف خود رسید. قرارداد دارسی در سال 1091 برای مدت 06 سال امضاء شد و با هدف کاستن از شدت اعتراض دولت روسیه، پنج استان ایرانی مجاور مرز روسیه از شمول آن قرارداد مستثنی شد. دارسی برای دریافت امتیاز نفت ایران مبلغ ناچیزی با وعده تعدادی سهم به ایران داده بود و برای اکتشاف و استخراج نفت ایران، مهندس جورج رینولدز را به ایران فرستاد و در سال 5091 نیز با شرکت انگلیسی نفت برمه شریک شد.

پس از ثبت شرکت در آوریل سال 9091، سهام آن به معرض فروش گذاشته شد و متعاقب آن دو لُرد انگلیسی مدیر عامل آن شدند، ولی دارسی تا زمان مرگ در سال 7191 عضو هیات مدیره بود. در سال 4191 و در آستانه جنگ جهانی اول نیروی دریایی انگلستان 15 درصد سهام شرکت نفت انگلستان و ایران را در اختیار گرفت که پس از آن سهم دولت انگلستان به 79 درصد رسید. قرارداد دارسی در سال 3131 هجری خورشیدی با تمهیدات و بازی‌های ماهرانه طرف انگلیسی برای 06 سال دیگر تمدید شد و کمپانی انگلو پرشین اویل کمپانی Anglo-Persian Oil Company نام انگلو ایرانین اویل کمپانی Anglo-Iranian Oil Company را برخود نهاد. این قرارداد درپی یک رشته اعتراضات ملی به رهبری دکتر محمد مصدق و پس از ترور رزم آرا نخست‌وزیر وقت در اسفند 9231 با رأی پارلمان ایران به صورت یک‌جانبه لغو و نفت ایران ملی شد که پس از کودتای 82 مرداد 2331 (91 آگوست 3591) عملاً در اختیار کنسرسیومی مرکب از شرکت‌های نفتی غربی قرارگرفت. در این کنسرسیوم سهم کمپانی انگلیسی Anglo-Iranian Oil Company  چهل درصد، سهم پنج کمپانی آمریکایی 04 درصد و سهم کمپانی‌های هلندی و فرانسوی 02 درصد تعیین شد.

دولت آمریکا با این شرط حاضر به مشارکت در کودتا علیه دولت دکتر مصدق شده بود که پس از براندازی، نفت ایران در انحصار انگلستان نباشد و به کمپانی‌های نفتی غرب و معروف آن زمان با نام “هفت خواهران” داده شود. شرکت نفتی Anglo-Iranian Oil Company از زمان تأسیس کنسرسیوم نفت ایران به British Petroleum و به اختصار BP تغییر نام داد و لوگوی آن دو بار تغییر یافت.

کودتای 82 مرداد بیش از هر چیز سرشت دولت و نظام حاکم را تغییر داد و مفهوم دولت رانتیر را وارد ادبیات سیاسی ایران کرد. با این‌که تا پیش از کودتای سال 2331 همچنان به واسطة قراردادهای نفتی مبلغی به دولت ایران پرداخت می‌شد ولی درآمدهای نفتی منبع عمده درآمدی دولت برای بودجه عمومی کشور به شمار نمی‌رفت. اما از این تاریخ تا انقلاب 7531 ایران، یک دولت رانتیر در معنای کلاسیک آن در ایران شکل گرفت.

از پس از کودتا بر علیه محمد مصدق دولت ایران دیگر دولتی است که مقادیر قابل‌توجهی از رانت‌های خارجی را به شکل منظم دریافت می‌کند. در واقع ویژگی‌های عمده دولت رانتیر عبارت‌اند از این که رانت قسمت عمده درآمد دولت را تشکیل می‌دهد، بدین معنا که نیمی یا بیشتر از درآمدش از رانت باشد و دیگر اینکه این رانت‌ها باید از خارج از کشور تأمین شود. به عبارت دیگر؛ رانت شکل گرفته هیچگونه ارتباطی با فرآیندهای تولید و اقتصاد داخلی کشور نداشت. در دولت رانتیر پس از کودتا فقط درصد بسیار کمی از نیروی کار درگیر تولید رانت بودند و اکثریت جامعه دریافت‌کننده با توزیع‌کننده رانت هستند. دولت رانتیر دریافت‌کننده اصلی رانت خارجی است و نقش اصلی در هزینه کردن آن ایفا می‌کند.

در واقع دولت رانتیر شیوه‌ای خاص از سیاست و حکومت دارد که از آن به رانتیریسم تعبیر می‌شود و دارای دو مشخصه عمده است: اول اینکه رانت توسط دولت کنترل می‌شد و دوم اینکه از این رانت برای جلب همکاری و کنترل جامعه استفاده می‌کردند تا در نتیجه ثبات سیاسی دولت را حفظ کنند. در این حالت رانت باعث افزایش استقلال دولت از جامعه ‌شد و دولت به علت دارا بودن قدرت انحصاری در استفاده از رانت، از آن برای حفظ و تداوم قدرت انحصاری خود استفاده کرد.

مهم‌ترین مساله دولت رانتیر مشروعیت بود لذا برای کسب و حفظ مشروعیت بخشی از درآمدهای نفتی را در جهت ارائه خدمات اجتماعی به مردم صرف کرد. دولت رانتیر برای مشروعیت بخشیدن به خود می‌کوشید از درآمدهای کلان به دست آمده از منبع رانت برای افزایش سطح رفاه و جلب و جذب ناراضیان به ویژه در سطح نخبگان استفاده کند تا بدین‌وسیله قدری از شکاف دولت و جامعه کاسته شود به همین دلیل به یک سازمان اداری گسترده‌ای که بتواند این هدف را برآورده کند نیازمند بود. توسعه و گسترش بوروکراسی رانتیر را می‌توان وسیله‌ای قلمداد کرد که دولت رانتیر توسط آن هم رانت را به طور موثری میان جامعه توزیع می‌کرد و هم یک منبع گسترده برای اشتغال گروه‌های مختلف فراهم کرده بود. (9)

درآمدهای سرشار، به دولت اجازه می‌داد که به فکر برنامه‌ریزی برای نیل به رشد و توسعه اقتصادی باشد که این امر منجر به مداخله‌جویی دولت رانتیر ‌شد. به همین دلیل دولت در یک ساختار رانتی، متولی امر توسعه شد و در این بین نیازی به همراهی و تایید جامعه احساس نمی کرد. از سوی دیگر رانت باعث ‌شد تا در کشور یک نوع روحیه رانتی حاکم شود یا به عبارت دیگر در اقتصاد رانتی، کار و فعالیت شدید اقتصادی علت ثروتمندتر شدن نبود، بلکه شانس و تصادف است که ثروت می‌آفرید که از آن می‌توان به «اقتصاد کازینویی» تعبیر کرد. همچنین «دولت رانتیر برای ارضاء تقاضاهای فزاینده جامعه تازه ثروتمندشده (نوکیسه) اقدام به واردات زیاد به ویژه واردات کالاهای لوکس و مواد غذایی می‌کرد و در نتیجه وابستگی دولت به این واردات زیاد شد. در نهایت مهمترین نتیجه حاصله از شکل گیری دولت رانتیر نفتی، نگاه به درآمد سرشار نفت از خارج و چشم بستن بر صداها و نیازهای سیاسی جامعه بود. دولتی که نیاز به همکاری و مساعدت مردم برای گزران امور خود نداشت، طبعا دلیلی هم نمی دید که به خواسته های آنان توجهی کند. اگر نفت و دموکراسی را دو ستون جنبش ملی شدن صنعت نفت بدانیم ملاحظه می‌کنیم که نفت بدون مصدق به راه خود ادامه داده است. آرمان‌های وی در حوزه صنعت نفت بدون او هم محقق شد، ولی درباره داستان دموکراسی باید گفت، مصدق آن بستری را که باعث شد جنبش ملی شدن صنعت نفت شکل بگیرد را فراموش کرد وطبعات ناخواسته عملکرد وی منجر به پیدایش یک دولت رانتیر شد که تا انقلاب اسلامی ادامه داشت.  بنا به

خصلت های فراگیر دولت های رانتیر نیازی به کسب همکاری و حمایت جامعه احساس نمی کرد و در نتیجه فرصت تثبیت یک دولت جامعه محور و پاسخگو و دموکراتیک در آن مقطع از ایرانیان گرفته شد.

 

منابع:

1- دولت، نفت و توسعه اقتصادی در ایران، امیرمحمد جاجی‌یوسفی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 8731، ص 73.

2- پیشین، ص 73.

3- خلیل‌الله سردارآبادی، سازوکارها و ویژگی‌های رانت‌جویی سیاسی در ایران، فصلنامه فرهنگ اندیشه، سال سوم، شماره 11، ص 86.

4- پیشین، ص 74.

5- مایکل راس، ترجمه احمد گل محمدی، آیا ثروت عامل از منابع طبیعی و اقتدارگرایی می‌انجامد؟ فصلنامه فرهنگ اندیشه، سال سوم، شماره 11، ص 86.

6- حاجی یوسفی، ص 83.

7- پیشین ص 93.

8- مایکل راست، ص 101.

9- حاجی‌یوسفی، ص 04.

10- علی‌اصغر قاسمی‌سیانی، ویژگی‌ها و پیامدهای ساختار رانتی در ایران، فرهنگ اندیشه، سال سوم، شماره 11، ص 441.

11- حاجی‌یوسفی، ص 14.

12- پیشین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *